یا حسین

پ.ن: واقعاً کسی حسین رو می شناسه یا فقط یاد گرفتیم که محرم ها سینه بزنیم و گریه کنیم و نذر بدیم وافتخار کنیم تو نذری و مهمونی که دادیم شهردار،استاندار، فرماندار سپاه و... بود اما ای کاش می دونستیم غذای همین مهمون های ما هرروز روغنی هست ای کاش دل چندتا بچه یتیم رو بدست می آوردیم ای کاش آبروی پدری رو که روی رفتن به خونه رو بادست خالی نداره رو می خریدیم ای کاش اون سفره رنگی که باحضور مقامات فکر می کنیم رنگی تر شده رو جلوی فقیرهایی پهن می کردیم که دلاشون رنگین تره اون موقع سفره مون ...
شب یلدا هم شب یلدا های ....

نجه ییلربااااااااااااااااااااااااااااا
والله به ما گفتن شب یلدا همه زیر کرسی جمع می شن هندونه و انار می خورن شاهنامه می خونن گل می گن گل می شنون اما انگار الان دیگه فرق کرده ای کاش فقط هندونه می خوردن همه چیز علاوه بر هندونه(نجه ییلرباااااااااااااااااااااا) اول چای بعد تخمه بعد شیرینی بعد چای بعد همراه چای باز تخمه (انواع تخمه هااااااااااااااااااااااااااااااااا) بعد بساط چای جمع می شه می رن سراغ پشمک و آجیل تو آجیلم که تخمه و پسته نباشه نمی شه بعد باز چای بعد دیگه اناررررررررررررررررررررربعدهم یکم کپ و گفتگو حالا سریال شروع می شه همه تخمه به دست سریال نگاه می کنن این سرگرمی های شب یلدا که تازگی ها به سرگرمی ها شب یلدا اضافه شده اونم پیامک زدنه بلوتوث بازی که فکر کنم در آینده به رسومات یلدا اضافه بشه بعد هم که چون همراه سریال تخمه خوردن باید یه چای باز بخورن بعد هم آقایون فوتبال و خانوم ها از آشپزی و...... بچه ها هم از سرو کول همدیگه بالا می رن حالا شد شب ساعت ۱۱ و شب یلدا به هندونشهههههههههه هنودنه نخورن که یلدا یلدا نمی شهههههههههههه هنودنه رو خوردن بزرگ خاندان می گه یه کیلو تخمه خردیم تو ماشینه بدو بیارش حالا اول شبه خواب کجا بود و تا ۲ شب هم باز بساط تخمه و چایییییییییییییییییییییی ساعت ۳ هم چندین عدد آمبولانس مریض ها رو حمل می کنه به بیمارستان و وقتی دکتر می پرسه چی خوردین می گن چیزی نخوردیم که یکم تخمه و یکم انار و یکم هم شیرینی ویکم ..... و هندونه شب یلدا همش هم خوردن بوده نجه ییلرداااااااااااااااااااا
گرچه آدم قدیمی نیستم اما تا اونجایی که از بزرگترا شنیدم ای کاش مثل قدیما زیر کرسی با چندتا شکلات و قصه های بزرگترها و هندونه شب یلدا دلمون رو خوش می کردیم نه اینکه الان فقط خوردن شده کار و ... قدیم اگه خوردن کم بود اما زیاد بود خنده و دلخوشی زیاد بود مهر و محبت همه دور هم بودن اما الان چی....

تا اونجایی که من اطلاع دارم روز ۱۶ آذر روز دانشجو بود و قرار بر جشن گرفتن بود اما بنا به دلایلی جشن گرفته نشد و قرار شد روز ۲۵ آذر جشن بگیریم
اما روز۱۶ آذر دانشگاه سنگ تمام گذااااااااااشت و دانشگاه را گل بارون کرده بودن همه جا روی کاغذ و پارچه روز داشنجو رو تبریک گفته بودن برای هر دانشجو هم موقع ورود به دانشگاه یک شاخه گل می دادن بساط شیرینی و آب میوه هم به راه بود و فرت وفرت پذیرایی می کردن اینقدر دادن که دیگه جایی برای خوردن نمونده بود اما باز التماس می کردن باید بخورین(نجه یییلر باااااااا) حتی رییس دانشگاه اومد بود می گفت باید بخورین![]()
![]()
اما باز بنا به دلایلی جشن برگزار نشد و موند به ۲۵ آذر
و اما روز جشن
واقعاً شاهکار بود یک گروه آورده بودن از صبح تا شب فقط نوازندگی کردن انواع اقسام آهنگ ها شجریان ،لهراسبی،افشاری، حتی بعد از ظهر رییس دانشگاه اومد گفت چون روز دانشجو هست اجازه می دم آهنگ های شادتری مثل گل پری ، ساسی مانکن و ..... که دانشجو ها نذاشتن که نه ما نمی خواییم اون موقع دیگه نمی شه ....... این حرفااااا استغفرالله اما چون دیگه رییس دانشگاه گفته بود نخواستن حرفشو زمین بندازن یه ساسی مانکن زد
و بچه ها (آقایان) دیگه نخواستن رییس دانشگاه ناراحت بشه یه تیکه........ استغفرالله ، استغفرالله![]()
![]()
![]()
![]()
بعد هم که باز اسباب پذیرایی مهیا بود و باز همه جا رو گل زده بودن
یک گروه هنرمند آورده بودن که نمایش اجرا کردن حتی ، حتی از صداوسیما هم اومده بودن و داشتن مستقیم مراسم دانشگاه ما رو پوشش می دادن باور کنید ![]()
![]()
باور نمی کنید از بچه ها بپرسین هم از رادیو هم از تلویزیون اومده بودن اگه یه موقع تلویزیون رو دروغ گفتم رادیو رو دروغ نمی گم به جون خودم حتی از آوای بودن و چندتا از بچه ها مصاحبه کردن فیلمشون رو از رادیو پخش کردن
هیچی دیگه ۲۵ آذر هم گذشت می خواستن به زور ما رو ببرین شام بدن ما قبول نکردیم گفتیم جا برای خوردن نداریم که دیگه رییس دانشگاه قبول کرد با سرویس آوردن هر کی رو دم در خونشون پیدا کردن واین بود خاطره روز دانشجویی ما
واقعاً سنگ تمام کذاشتن امسال مسولان دانشگاه ما رو شرمنده کردن


پ.ن:آدم اگه بدونه چرا و چی شده که اینجوری شده بهتره!!!
روبه روم خندیدن انگار نه انگار اما خبرا پشت سرم بود خوبیش اینکه هنوزم که هنوزه باز رو در روم
می خندن اما از پشت سرم خبر ندارم بازم چیزی نمی گم تا خودشون بگن...

آخشششششششششششششششششش
خسته شدم چند روز بود که نیومده بودم حتی نظرات رو هم تایید نکرده بود اینقدر درس داشتم که وقت نداشتم واسه سر خاروندن دو روز پشت سر هم امتحان داشتم نفس عمیق می کشمممممم
اما الان دارم سرمو می خارونم چون وقت دارم
قول دادم چیزی نگم

قول داده بودم از غم ننویسم از دلتنگی هم ننویسم الانم نه دلم گرفته نه چیز دیگه فقط ناراحتم اونم مشکلی نیست چون قول دادم که ناراحت نباشم پس به زور هم شده می خندم تا فکر نکنید ناراحتم
اما بقیه چی قول می دن خیلی راحت حرف نزنن خیلی راحت قضاوت نکن
حیف که قول دادم چیزی نگم ، حیف که قول دادم به روی خودم نیارم ، حیف که قول دادم خودموناراحت نشون ندمو خیلی قول های دیگه ....
همیشه خندیدم از این به بعد هم می خندم انگار نه انگار که چیزی گفتن و من چیزی شنیدم اما خوب هست همه به قول هاشون عمل کنن
من خیلی سعی کردم که حرفایی که بعضی ها بدون فکر کردن زدن بهم برخورد نکنن اما انگار یکیش بدون این که خودمم بدونم بهم خورده اما به روی خودم نیاوردم و فقط دارم می خندم که نگن چرا ناراحتی اما ای کاش از خودشون می پرسیدن چی گفتیم که ناراحت شده
پ ن: ببخشید که باز اینجوری نوشتم شرمنده اخلاق ورزشکاریتون باز سعی می کنم که شاد باشم
"روز دانشجو مبارک"
یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علافش
خوب اگه خوب بد اگه بد مرده دلای آدماش
کی می تونه جزمن و تو درد ما رو چاره کنه
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
یار دبستانی من ...

پ ن:می دونم یکم دیر شده اما متاسفانه وبلاگم خراب شده بود مجبور شدم قالب رو دوباره عوض کنم شرمنده اما بازم روزتون مبارک.
"عیدتون مبارک"

پ.ن: عید یعنی اینکه به بچه ها به جوون ها عیدی بدین من هم عیدی می خوام به چه زبونی بگم من عیدی ی ی ی ی ی ی ی می خوام مهم نیست چی باشه فقط عیدی باشه من عیدی می خواااااااام خب یکی به من عیدی بده نقدی باشه چه بهتر صفراشم زیاد باشه بازم مهم نیست خوردنی هم باشه خوبه یادگاری هم باشه خوبه هر چی هست فقط عیدی باشه
یاایهاالناس
" من عیددددددددددی می خوام"
پ.ن: ای کاش یاد می دادند محبت کردن را ...
اما فقط دل شکستن یادمان دادند
پ.ن: عیدتون مبارک ،عیدی یادتون نره...
پ.ن: ای کاش بوسه محبت بزرگتر ها هم خالصانه بود...
اون دفعه عکس یکی رو گذاشته بودم دیدم استقبال کننده زیاده این بار می خوام عکس بچه گی آوای سکوت رو بذارم تو ادامه مطلب هست برید ببینید ...
خسته و بیزار از این نامردمی ...
می کشم با خود غم سردرگمی...
آشنایان چهره خود را زمن پوشانده اند
وقت غم این چهره ها بر اشک من خنده اند
دانه های مهر و افسون بر رهم پاشیده اند
دام رنگین ریا در زیر پایم چیده اند ...

آخ جون اولین برف زمستونی بارید![]()
پ.ن: آخ جون برف باز می باره تو دانشگاه آدم برفی درست می کنیم چه شود منم گوله برفی درست می کنم و آوای سکوت رو می زنم یکی از آرزوهای من اینکه آوای سکوت رو با گوله برفی بزنم خدایا آرزویم رو برآورده کن همه بگید آمین![]()

پ.ن:موندم چی بذارم شعر می ذارم می گن چرا شعر می خندم می گن چرا خنده گریه می کنم میگن چرا گریه پس چی بذارم این بار اینا رو گذاشتم ببینم باز چی می گین شما پیشنهاد بدین می خواین باز عکس بچگی..... بذارم اگه خواستین بگید تا بذارم
پ.ن:چقدر حرف زدن راحت شده

همه می گن بارش بارون
اما
من می گم
"عشق بازی آسمون"
اگه گفتین این عکس بچه گی کدوم یک از...... منه؟
حدس بزنید؟
ماشالله از بچه گی هم موهاش سشوار زده است
برای همینه که الانم موهاش خوش فرمه

پ.ن:دیدم حال و هوای وبلاگم ماتم زده است گفتم عکس یکی از .... بذارم دلمون باز شه
پ.ن: ای کاش همه چیز رو بی ریا دوست داشتیم .....
شمع دانی دم مرگ به پروانه چه گفت؟
گفت ای عاشق بیچاره فراموش شدی
سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد
گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی
