تبليغاتX
دختر سبز
 

      یا حسین                            

 

 

 

پ.ن: واقعاً کسی حسین رو می شناسه یا فقط یاد گرفتیم که محرم ها سینه بزنیم و گریه کنیم و نذر بدیم  وافتخار کنیم تو نذری و مهمونی که دادیم شهردار،استاندار، فرماندار سپاه و... بود اما ای کاش می دونستیم غذای همین مهمون های ما هرروز روغنی هست ای کاش دل چندتا بچه یتیم رو بدست می آوردیم ای کاش آبروی پدری رو که روی رفتن به خونه رو بادست خالی نداره رو می خریدیم ای کاش اون سفره رنگی که باحضور مقامات فکر می کنیم رنگی تر شده  رو جلوی فقیرهایی پهن می کردیم که دلاشون رنگین تره اون موقع سفره مون  ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 0:55  توسط فروردین  | 

    

                                      شب یلدا هم شب یلدا های ....

 

 

نجه ییلربااااااااااااااااااااااااااااا

والله به ما گفتن شب یلدا همه زیر کرسی جمع می شن هندونه و انار می خورن شاهنامه می خونن گل می گن گل می شنون اما انگار الان دیگه فرق کرده ای کاش فقط هندونه می خوردن همه چیز علاوه بر هندونه(نجه ییلرباااااااااااااااااااااا) اول چای بعد تخمه بعد شیرینی بعد چای بعد همراه چای باز تخمه (انواع تخمه هااااااااااااااااااااااااااااااااا) بعد بساط چای جمع می شه می رن سراغ پشمک و آجیل تو آجیلم که تخمه و پسته نباشه نمی شه بعد باز چای بعد دیگه اناررررررررررررررررررررربعدهم یکم کپ و گفتگو حالا سریال شروع می شه همه تخمه به دست سریال نگاه می کنن این سرگرمی های شب یلدا که تازگی ها به سرگرمی ها شب یلدا اضافه شده اونم پیامک زدنه بلوتوث بازی که فکر کنم در آینده به رسومات یلدا اضافه بشه  بعد هم که چون همراه سریال تخمه خوردن باید یه چای باز بخورن بعد هم آقایون فوتبال و خانوم ها از آشپزی و......   بچه ها هم از سرو کول همدیگه بالا می رن حالا شد شب ساعت ۱۱ و شب یلدا به هندونشهههههههههه هنودنه نخورن که یلدا یلدا نمی شهههههههههههه هنودنه رو خوردن بزرگ خاندان می گه یه کیلو تخمه خردیم تو ماشینه بدو بیارش حالا اول شبه خواب کجا بود و تا ۲ شب هم باز بساط تخمه و چایییییییییییییییییییییی ساعت ۳ هم چندین عدد آمبولانس مریض ها رو حمل می کنه به بیمارستان و وقتی دکتر می پرسه چی خوردین می گن چیزی نخوردیم که یکم تخمه و یکم انار و یکم هم شیرینی ویکم ..... و هندونه شب یلدا    همش هم خوردن بوده نجه ییلرداااااااااااااااااااا

گرچه آدم قدیمی نیستم اما تا اونجایی که از بزرگترا شنیدم  ای کاش مثل قدیما زیر کرسی با چندتا شکلات و قصه های بزرگترها و هندونه شب یلدا دلمون رو خوش می کردیم نه اینکه الان فقط خوردن شده کار و ... قدیم اگه خوردن کم بود اما زیاد بود خنده و دلخوشی زیاد بود مهر و محبت همه دور هم بودن اما الان چی....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 20:41  توسط فروردین  | 

سلام امروز می خوام باز خاطره بنویسم امروز ۲۶ آذرتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تا اونجایی که من اطلاع دارم روز ۱۶ آذر روز دانشجو بود و قرار بر جشن گرفتن بود اما بنا به دلایلی جشن گرفته نشد و قرار شد روز ۲۵ آذر جشن بگیریم

اما روز۱۶ آذر دانشگاه سنگ تمام گذااااااااااشت و دانشگاه را گل بارون کرده بودن همه جا روی کاغذ و پارچه روز داشنجو رو تبریک گفته بودن برای هر دانشجو هم موقع ورود به دانشگاه یک شاخه گل می دادن بساط شیرینی و آب میوه هم به راه بود و فرت وفرت پذیرایی می کردن اینقدر دادن که دیگه جایی برای خوردن نمونده بود اما باز التماس می کردن باید بخورین(نجه یییلر باااااااا) حتی رییس دانشگاه اومد بود می گفت باید بخورینتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اما باز بنا به دلایلی جشن برگزار نشد و موند به ۲۵ آذر

و اما روز جشن

واقعاً شاهکار بود یک گروه آورده بودن از صبح تا شب فقط نوازندگی کردن انواع اقسام آهنگ ها شجریان ،لهراسبی،افشاری، حتی بعد از ظهر رییس دانشگاه اومد گفت چون روز دانشجو هست اجازه می دم آهنگ های شادتری مثل گل پری ، ساسی مانکن و ..... که دانشجو ها نذاشتن که نه ما نمی خواییم اون موقع دیگه نمی شه  ....... این حرفااااا استغفرالله اما چون دیگه رییس دانشگاه گفته بود نخواستن حرفشو زمین بندازن یه ساسی مانکن زدتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com و بچه ها (آقایان) دیگه نخواستن رییس دانشگاه ناراحت بشه یه تیکه........ استغفرالله ، استغفراللهتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بعد هم که باز اسباب پذیرایی مهیا بود و باز همه جا رو گل زده بودنتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

یک گروه هنرمند آورده بودن که نمایش اجرا کردن حتی ، حتی از صداوسیما هم اومده بودن و داشتن مستقیم مراسم دانشگاه ما رو پوشش می دادن باور کنید تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

باور نمی کنید از بچه ها بپرسین هم از رادیو هم از تلویزیون اومده بودن اگه یه موقع تلویزیون رو دروغ گفتم رادیو رو دروغ نمی گم به جون خودم حتی از آوای بودن و چندتا از بچه ها مصاحبه کردن فیلمشون رو از رادیو پخش کردن

هیچی دیگه ۲۵ آذر هم گذشت می خواستن به زور ما رو ببرین شام بدن ما قبول نکردیم گفتیم جا برای خوردن نداریم که دیگه رییس دانشگاه قبول کرد با سرویس آوردن  هر کی رو  دم در خونشون پیدا کردن واین بود خاطره روز دانشجویی ما

واقعاً سنگ تمام کذاشتن امسال مسولان دانشگاه ما رو شرمنده کردن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 23:29  توسط فروردین  | 

 

 پ.ن:آدم اگه بدونه چرا و چی شده که اینجوری شده بهتره!!!

روبه روم خندیدن انگار نه انگار اما خبرا پشت سرم بود خوبیش اینکه هنوزم که هنوزه باز رو در روم

می خندن اما از پشت سرم خبر ندارم بازم چیزی نمی گم تا خودشون بگن...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 20:13  توسط فروردین  | 

 

آخشششششششششششششششششش

خسته شدم چند روز بود که نیومده بودم حتی نظرات رو هم تایید نکرده بود اینقدر درس داشتم که وقت نداشتم واسه سر خاروندن دو روز پشت سر هم امتحان داشتم نفس عمیق می کشمممممم

اما الان دارم سرمو می خارونم چون وقت دارم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 20:28  توسط فروردین  | 

                  

      قول دادم چیزی نگم

        

 

قول داده بودم از غم ننویسم  از دلتنگی هم ننویسم الانم نه دلم گرفته نه چیز دیگه فقط ناراحتم اونم مشکلی نیست چون قول دادم که ناراحت نباشم پس به زور هم شده می خندم تا فکر نکنید ناراحتم

اما بقیه چی قول می دن خیلی راحت حرف نزنن خیلی راحت قضاوت نکن

حیف که قول دادم چیزی نگم ، حیف که قول دادم به روی خودم نیارم ، حیف که قول دادم خودموناراحت نشون ندمو خیلی قول های دیگه ....

همیشه خندیدم از این به بعد هم می خندم انگار نه انگار که چیزی گفتن و من چیزی شنیدم اما  خوب هست همه به قول هاشون عمل کنن

من  خیلی سعی کردم که حرفایی که بعضی ها بدون فکر کردن زدن بهم برخورد نکنن اما انگار یکیش بدون این که خودمم بدونم بهم خورده اما به روی خودم نیاوردم و فقط دارم می خندم که نگن چرا ناراحتی  اما ای کاش از خودشون می پرسیدن چی گفتیم که ناراحت شده

پ ن: ببخشید که باز اینجوری نوشتم شرمنده اخلاق ورزشکاریتون باز سعی می کنم که شاد باشم

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 1:9  توسط فروردین  | 

 

                        "روز دانشجو مبارک"              

 

یار دبستانی من با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه

ترکه بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علافش

خوب اگه خوب بد اگه بد مرده دلای آدماش

کی می تونه جزمن و تو درد ما رو چاره کنه

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه

یار دبستانی من ...

پ ن:می دونم یکم دیر شده اما متاسفانه وبلاگم خراب شده بود مجبور شدم قالب رو دوباره عوض کنم شرمنده اما بازم روزتون مبارک.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 21:54  توسط فروردین  | 

 

                "عیدتون مبارک"

 

 

پ.ن: عید یعنی اینکه به بچه ها به جوون ها عیدی بدین من هم عیدی می خوام به چه زبونی بگم من عیدی ی ی ی ی ی ی ی می خوام مهم نیست چی باشه فقط عیدی باشه من عیدی می خواااااااام خب یکی به من عیدی بده نقدی باشه چه بهتر صفراشم زیاد باشه بازم مهم نیست خوردنی هم باشه خوبه یادگاری هم باشه خوبه هر چی هست فقط عیدی باشه

یاایهاالناس

                                           " من عیددددددددددی می خوام"

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 23:52  توسط فروردین  | 

پ.ن: ای کاش یاد می دادند محبت کردن را ...

اما فقط دل شکستن یادمان دادند                                                                          

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 1:58  توسط فروردین  | 

پ.ن: عیدتون مبارک ،عیدی یادتون نره...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 23:35  توسط فروردین  | 

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

پ.ن: ای کاش بوسه محبت بزرگتر ها هم خالصانه بود...

اون دفعه عکس یکی رو گذاشته بودم دیدم استقبال کننده زیاده این بار می خوام عکس بچه گی آوای سکوت رو بذارم تو ادامه مطلب هست برید ببینید ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 22:31  توسط فروردین  | 

  

 

خسته و بیزار از این نامردمی ...

می کشم با خود غم سردرگمی...

آشنایان چهره خود را زمن پوشانده اند

وقت غم این چهره ها بر اشک من خنده اند

دانه های مهر و افسون بر رهم پاشیده اند

دام رنگین ریا در زیر پایم چیده اند ...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 23:57  توسط فروردین  | 

 

                              تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comآخ جون اولین برف زمستونی باریدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

     تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com       تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

پ.ن: آخ جون برف باز می باره تو دانشگاه آدم برفی درست می کنیم چه شود منم گوله برفی درست می کنم و آوای سکوت رو می زنم یکی از آرزوهای من اینکه آوای سکوت رو با گوله برفی بزنم خدایا آرزویم رو برآورده کن  همه بگید     آمین

اینم منو آوای سکوت که داریم خوشحالی می کنیمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 11:13  توسط فروردین  | 

 

پ.ن:موندم چی بذارم شعر می ذارم  می گن چرا شعر می خندم می گن چرا خنده گریه می کنم میگن چرا گریه پس چی بذارم  این بار اینا رو گذاشتم ببینم باز چی می گین شما پیشنهاد بدین می خواین باز عکس بچگی..... بذارم اگه خواستین بگید تا بذارم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 22:57  توسط فروردین  | 

پ.ن:چقدر حرف زدن راحت شده

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 23:50  توسط فروردین  | 

 

همه می گن بارش بارون 

اما  

من می گم

                                                      "عشق بازی آسمون"

                                                        

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 10:55  توسط فروردین  | 

 

 

 

                             اگه گفتین این عکس بچه گی کدوم یک از...... منه؟

                                                        حدس بزنید؟

                               ماشالله از بچه گی هم موهاش سشوار زده است

                                       برای همینه که الانم موهاش خوش فرمه

 

پ.ن:دیدم حال و هوای وبلاگم ماتم زده است گفتم عکس یکی از .... بذارم دلمون باز شه 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 0:17  توسط فروردین  | 

پ.ن: ای کاش همه چیز رو بی ریا دوست داشتیم .....

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 0:7  توسط فروردین  | 

 

 

 

 

      چرا غم ها نمی دانند

                             که من غمگین ترین غمگین شهرم

   بیا ای دوست با من باش 

                                              که من تنهاترین تنهای این شهرم

 

 

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 23:49  توسط فروردین  | 

 

 

            شمع دانی دم مرگ به پروانه چه گفت؟

                                                                گفت ای عاشق بیچاره فراموش شدی

            سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد

                                                                گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 23:20  توسط فروردین  |